تبليغاتX
شیدایی
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
بال هایت...

خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:

« یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی.

راستی عزیزم بال هایت را کجا گذاشته ای؟؟؟»

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی احساس کرد.

آن وقت رو به خدا کرد و گریست................

+ نوشته شده در 19:2 توسط دختر بارانی.